به مدرسه که میروم از سرکوفت های دوستانم خسته میشوم
دوستانی که با تمام کارای خوب و بدشان
بازهم مرا مانند زمانی که از عشق تو
دیوانه نشده بودم دوست دارند
و مرا در تمام مشکلاتم یاری میکنند
میبینی حتی غریبه هاهم مرا تحویل میگیرند ولی
تو حتی نمیخواهی وجود داشتن مرا باور کنی
چه برسد به عشق مرا....
اما من بازهم با تمام وجود دوستت دارم و میدانم
روزی عشق مرا با تمام وجود باور خواهی کرد
نظرات شما عزیزان:
|